سلام
روز پنج شنبه که مصادف با روز شکوفه ها بود به شهرستان تنکابن رفته بودم تا روز اول ورود شکوفه ها را به دبستان شاهد باشم .از قضا آقای دکتر معتمدی دبير انجمن فيزيک ايران (مولف کتب علوم ابتدايی) هم در بازديد از دبستانها با ما بود . روز بسيار خوبی بود از يک طرف آشنايی با دکتر معتمدی و صحبت های شيرينش و از طرف ديگر شادی و شعف نوآموزان و مادرانشان که آمده بودن تا گلهای خود را به باغبانان تعليم و تربيت بسپارند .
در يکی از کلاسها که به همراه مدير دبستان و همکاران همراه حضور يافتيم ٬ توجه من به سمت مادرانی جلب شد که از پنجره کلاس به داخل کلاس نگاه می کردند به مدير مدرسه گفتم حتما تاييد می کنيد حرفم را که اين مادران در بسيار از موارد حتی حاضر نبودند که فرزندشان را به همسرشان برای عبور از عرض خيابان بسپارند ولی امروز به دست شما و همکارانتان سپردند . اين همه اعتماد ٬ احساس نياز به تربيت و ... در اوليا می تواند پشتوانه خوبی برای ما باشد پس از دستشان ندهيم و آنها را نيز در کارهايمان دخيل کنيم.
پيشنهاد خوبی را جناب دکتر معتمدی به يکی از مديران داده بود که چه خوب بود هر مادر يا پدری که بچه را به شما می سپرد دفتری را در اختيارش می گذاشتيد و از آنها می خواستيد که انتظاراتشان را از شما برايتان بنويسند و در نهايت مجموعه خوبی برای کار بدست می آمد. در همان لحظه به ذهنم خطور کرد که مشتری محوری در آموزش و پرورش هم ميسر است .
يک جمله ای آقای معتمدی فرموده بودند در پاسخ به سوالم که اينجا چکار می کنيد؟
فرمودند که قريب ۵۰ سال برای آموزش و پرورش کار می کنم تا به حال کسی نگفت يک اتاق در فلان جا برای شما رزرو شده برو ۳ روز با خانواده استراحتی بکن. ولی الحمدالله ۴ ساليه دخترم در اداره بازرگانی مشغول به کار شده . هر سال چند روزی برای استراحت و تفريح از طرف اداره به شمال می آيند که ما را هم از اين نعمت بی بهره نمی گذارند . (بدون اجازه نوشتم انشاالله که دکتر رضايت می دهند )