به نام آن كه جان را فكرت آموخت
اي هماي رحمت چگونه آن روان و توان بهشتي تو را با ساير همكاران آموزشيات مقايسه نمايم . زيرا حسب حكم احكمالحاكمين وقتي فرزندم متولد شد بسيار شادمان شده بطوريكه سر و پا نميشناختهام .
چه اميد و آرزوها بر بارقه خيال بار كردهام چه كاخها در درونم نساختم لحظه شماري مي نمودم كه مولودم بزرگ شود تا بر اريكه خيالات نشينم ، هر چه مي گذشت تغييراتي در فرزندم حس ميكردم كه با متولدين هم سن خود فرق ميكرد پس از مراجعه به مراجع درماني و تحمل هزينههاي سنگين منتج بر اين شد كه فرزندم ناتوان است و محتاج به نيازهاي ويژه است يا به قول و زعم غلط جامعه صاحب فرزندي معلول و استثنايي شدهام به يكباره تشوير و آزردگي خاطر تمام وجود من و خانوادهام را فرا گرفت و تمام اميد و آرزوهايم سنگ روي يخ گرديد و نظام خانوادگي و اقتصادي ،اجتماعي ،عاطفي دستخوش آشفتگي شد و تمام هم و غم خود را در جهت تربيت و رشد و حداقل به مرز زندگي عادي فرزندم مصروف داشته تا اينكه پس از گذشت زماني درب رحمت به سوي خانوادهام گشايش يافت و اين بار امانت را بر اساس حكم خداوند منان : انالله يأمروكم توؤد و الامانات اني اهلها به شما اي فرشته نجات سپردهام.
و معلم كه جايگاه الهي گونه است توانايي خاصي در شخصيت ،منش ،اخلاق و رشد گفتار و ايجاد تعهد و باورهاي ديني به فرزندم بخشيدي و روح مردهاي را زندگي بخشيدي و در نيروي ساكن و بيحركت كمتوانذهني ، بزرگترين تحول عملي را بوجود آوردهاي و آن استعدادهاي نهفته را بيدار و براي مقاصد مفيدي سوق دادهاي و اين عمل صالح فقط از انبياء كارساز است و به ديدگاه خانواده و فرزندم كار شما ، كار پيغمبران است . « قل الله خالق كل شي هوالواحد قهار » (رعد -۱۶) و به ما آموختهاي كه فرد دانشآموز به ظاهر عقبمانده ،لزوماً ناقص و معيوب نيست . بلكه بيحركت و تحول نايافته است كه كمي تلاش از سوي مسؤولان ذيربط ميتوان ضايعه را كمنمود و راه عاديسازي را طي نمود و به ما آموختهاي كه عادي سازي ايجاد يك فضاي معطر « انسان باوري عقبماندگان ذهني و جسمي » كه انتظار فراهم آوردن شرايط آموزشي ،مسكن ، اشتغال و تفريحات عادي در ذهن داريم با توان و تلاش شما كارساز است . معلم كودك ناتوانم هر چه در خصوص فداكاري و صبر و حوصله ايوبي شما بگويم نمي توانم بيان كنم چون هر گفتهاي شكري و سپاسي واجب دارد .
تو نور تجلي بر دلهاي دوستان تابان كردي و چشمههاي مهر و عشق در سرمان روان كردي ،
مست توام از جرعه و جام آزادم مرغ توام از دانه و دام آزادم
مقصود من از كعبه و بتخانه تويي تو ورنه من از اين هر دو مقام آزادم
من عرف ربه فقد عرف نفسه با ياري و تلاش شبانهروزي در ساعاتي كه خود گرفتار مسايل و مشكلات شخصي خود و رفع نارساييهاي اجتماعي بودهاي تا بتواني خانوادهات را به عنوان يك موجود مفيد جامعه اداره بكني باز به فكر فرزند من بودي و به محض ورود شما به كلاس درس زندگي شخصي خود را با همه كوه مشكلات فراموش ميكردي و به كودكان ما كه نياز ويژه به رهنمود شما داشتهاند پرداختهاي و اين يك نمونه از ايثار و فداكاري عملي است من با داشتن يك كودك به ظاهر معلول زماني به دليل مشكلات روزمره بيحوصله ميشده و به خودم نهيب زده و سرزنش ميكردهام و توان نگهداري يك فرزند معلول را نداشته و ندارم و شما با روحي الهي دميده و با صبر و حوصله با تقبل بيش از چند كودك با نياز ويژه فداكارانه و جانانه جان خود را در طبق اخلاص قرار داده اي و كاري بسيار سخت و توان فرسا را با جان و دل خريدي « من الظلمات الي النور باذن ربهم الي صراط العزيز الحميد » (10-ابراهيم)
و بر اساس سخنان كريمانه موليعلي (ع)تو ما را بنده خود ساختهاي چون به فرزندان ما هم و به خانوادههايمان حلم و بردباري آموختهاي و بر اساس حكم قران كريم « ادعو ربكم تصرعا و خفيه » (54-اعراف) چيزي نميتوانم تقديم نمايم تا جبران اين همه فداكاري باشد بلكه تضرعانه از درگاه ايزد منان مسئلت سلامتي براي شما و خانواده و موفقيت روزافزون دركارتان را دارم .
تو و طوبي و ما و قامت يار فكر هر كس بقدر همت اوست
ايرج ابراهيمي
انجمن اوليا و مربيان استان