سلام
ديديد بچه ای را که از يک رنگ خوشش نياد
تابستان کم کم به آخر می رسد و خانواده ها هم جهت آماده شدن
فرزندانشان برای رفتن به مدرسه در حال تلاش هستند.
يکی تلاش می کنه با واسطه های مختلف بچه اش را در فلان مدرسه
مورد علاقه اش ثبت نام کنه.
اون يکی کيف و کفش و لباس انتخاب می کنه .
و يکی ...
ولی طفلکی بچه ها که بايد همه خواسته های ديگران را بر آورده کنند.
- پدر و مادر که دوست دارند بچه شون سر آمد همه بچه ها باشه حالا
توان داره يا نداره به اونا مربوط نيست.
- معلما که ميخوان هر جور شده همه مطالب ارائه شده را مو به مو
بچه ها در مغز شون انبار کنند.
- مدير و معاون که می خوان بچه ها آهسته برند و آهسته بيان تا سايه
هاشون هم به هم برخورد نکنه.
- خلاصه اينکه دوست دارم و من می خوام و از اين جور کلمات را بچه ها
حق ندارند بکار ببرند .
آخه به خاطر اينکه وقتی قرار درس بخونند ديگران بايد تعيين کنند که
چی ٬ کجا ٬ چگونه ٬ چرا ٬ چقدر ٬ چه رنگ ٬ با کی ٬ چه وقت و ...
يک بچه را ديده بودم (طفلکی) می گفت من رنگ سبز زيتونی را
دوست ندارم و مادر اصرار می کرده که اين مدرسه مدرسه خوبيه
و اگه قراره اين مدرسه بری بايد مانتو سبز زيتونی بپوشی.
البته شنيدم اجباری نيست
ولی چه اصراری داريم که همه را تشويق اجباری کنيم تا يک رنگ را
انتخاب کنند .
در نظام آموزشی ما هيچی اجباری نيست !!
از رنگ لباس گرفته تا انتخاب مدرسه ٬ انتخاب رشته ٬ انتخاب معلم
کلاس ٬ انتخاب کتاب و انتخاب دوست و ...