آموزش و پرورشي موفق است كه همه كودكان را مورد توجه قرار دهد. ......                                                                                        همه كودكان با هم متفاوتند


آموزش وپرورش ویژه

بزرگنمایی صفحه 

( 4x 3x 2.5x 2x 1.5x 1x )  

سه‌شنبه ٢٤ تیر ،۱۳۸٢

 

سلام

مطلب زير احساسات مادر يک روشندل است بعد از خواندن شعر کيکو يوشيمورا

سلام شعر بالا رو خونديد ؟ من واقعا متاسف ميشم وقتی گاه گداری ميبينم کسی مياد و به قول خودش متاسف ميشه که من يک فرزند نابينا دارم . و يا مياد در بلاگش مثلا تبليغ بنده را بکنه ميگه : هر وقت خوشی زد زير دلتون بيايد فلان جا ببينيد مردم چطور زندگی ميکنند و يا يکی ديگه مياد ميگه اسم وبلاگش ترحم بر انگيزه و يا اينکه چقدر اين بيچاره غمگينه و يا ...

از اين پيامها زياد داشتم ولی فرصت جواب دادنش رو نداشته ام يا برام مهم نبود . ميدونيد من اصلا از اينکه کسی مياد و اين صحبتهای ترحم برانگيز رو ميکنه ناراحت نميشم چون متاسفانه جو مملکت ما اينجوريه و مردم اغلب از روی دلسوزی و همذات پنداری اين حرف را ميزنند ولی نحو گفتنشون زياد مناسب نيست .

من در اينجا يعنی محيط وب نويسی که تقريبا تمام اعضای آن حداقل ديپلم به بالا هستند انتظار اين کج انديشی را ندارم .... چرا برخی فکر ميکنند معلولين هر جا حضور دارند برای اينه که کسی دلش بسوزه ؟ مادر يک کودک روشندل چرا دلش نميخواد از مشکلات عديده فرزندش در اين محيط بنويسه ؟ من هيچگاه مشکلات واقعی حسن و دوستانش رو ننوشتم از بس از اين پيامها ديدم و شنيدم از نوشتنشون منصرف شدم . ميدونيد من از اين دلسوزيها اصلا خوشم نمياد هيچکدام از والدين کودکان معلول از اين دلسوزيها خوششون نمياد هر چند که اغلب از روی انسان دوستی پيش مياد ، ميدونيد من هم مثل شما هستم که فرزند عادی و سالمی داريد منتها مشکلاتی که مسئولين زياد در فکر رفعش نيستند و يا کمبود تسهيلات رفاهی و مهمتر از اون آموزشی منو دلگير ميکنه . اگر کودک من مشکل بينايی نداشت مطمئنا او را به بهترين مهد تهران ميبردم چون اعتقاد من اين است که بهترين سالهای عمر همين ۵ تا ۶ سال اول زندگيست . اما متاسفانه مهدهای عادی يا بهتر بگم بچه های عادی کودکان نابينا يا هر معلوليت ديگر را به جمعشون راه نميدهند و يا با حرفهای گزنده که ناشی از تربيت غلط خانوادگيست باعث سر خوردگی کودکان ما ميشوند از همين روست که مادر راضی نميشود حتی به بهانه اينکه بايد با همين مردم زندگی کنه او را به مهد عادی بفرستد .

اگر رنگ بلاگم سياهه از آنجا نيست که کودک من نابيناست و تصور ميکنيد که سياه ميبينه . اين سليقه شخصی من بود من رنگهای شادی که در بالا و پايين صفحه بود را ديدم و برخی فقط رنگ سياه را ديدند .... مهم نيست . من امکانت ديگری برای وبم در نظر گرفتم ولی متاسفانه بچه ها وقت منو کاملا پر کرده اند و من دلم نمياد از وقت آنها بزنم و به کارهای جانبی خودم برسم . کم کم اين امکانات رو اضافه ميکنم .

 در ضمن باز هم ميگم حسن نابينای مطلق نيست ولی بينايی او در حد درک نوره . هنوز هم وقتی به او نابنا ميگويند اشک تو چشم حلقه ميزنه و تا به حال از او به عنوان معلول اسم نبرده بودم چون بر اين اعتقاد نبودم و نيستم ولی ديدم اين کلمه بيشتر در بين عوام جا افتاده .

در آخر هم باز هم ميگم از هيچ کس دلگير نيستم اميدوارم نگرش مردم ما از يک معلول با هر نوع معلوليت عوض بشه .من اصلا غمگين نيستم و سعی ميکنم روحيه خودمو حفظ کنم منتها وقتی ما مادران وارد مهد ميشيم ناخوداگاه روحيه همديگه رو با صحبت درباره بيماريهای متعدد  بچه ها که خوشبختانه حسن نداره ضعيف ميکنيم . و باعث ميشه من بلاگم غمگين بنويسم

نظرات و پيشنهاد هاي شما به من كمك خواهد كرد

 

بالاي صفحه

 

لنگر


خانه
آرشيو
پست الكترونيك

دریافت ذره بین



لینگ دوستان


سازمان آموزش و پرورش استثنايي


آموزش و پرورش فراگير


آموزش و پرورش استثنایی مازندران


آموزش و پرورش استثنايي ايلام


روز+نامه


ناشنوایان مازندران


مجتمع آموزشي امام رضا(ع) قائمشهر


آموزگار ناشنوايان


مركز آموزشي نصرت نوشهر


مجتمع آموزشی قدس بهشهر


مجتمع آموزشی خاطره رامش بابل


مادر سپید


ارتباطي


لنگر


دکتر محمد کمالی


آموزش وپرورش استثنایی گلستان



اسلايدها

 توانمندي کارکنان - اتلاف و اسراف کارو راه حل آن - عشق ورزيدن

آلبوم آثار هنري دانش آموزان