شغل خدایی

سلام

روی تخت شماره یک بخش سی سی یو (CCU4) بیمارستان حضرت فاطمه (س) ساری (مرکز قلب مازندران) خوابیده بودم که تیغه های آفتاب عالمتاب بهاری از قسمت شرقی اطاق بر تمام اندامم می تابید ،

تمام وجودم مملو از انرژی شده و بیماری ام فراموش شده بود .

به ناگاه به ذهنم خطور کرد که این آفتاب چقدر کرامت دارد که اگر بخواهد به کسی نتابد، هم نمی تواند.

.... صدایی مهربان و لطیف به گوشم آمد ، پرده را ببندم ، 

 فرشته ای را در مقابل تختم دیدم . یکه ای خوردم و گفتم نه آفتاب مامور است که بتابد تا حیات ببخشد و احیاء کند و روح را جلا دهد.

... ادامه دادم واز فرصت استفاده کردم ، گفتم اجازه می دهید یک قیاس کنم ، شما هم مجبورید حیات ببخشید و احیاء کنید . شما هم فرشته نجات هستید ، فرشته ای که همچون خورشید که اگر بخواهد بر کسی نتابد ، نتواند.

خود خالق در مورد انسان فرمود که می تواند خلیفته الله باشد ، خلیفته الله رفتار خدایی دارد و حتما به همین منظور روح خدا امام عزیز(ره) فرمودند پرستاری شغل خدایی است .

زیر بنای منطقی آن شاید همان ربوبیت الهی است، همراهی و همراه بودن با بیمار، توجه به بیمار فقط و فقط برای احیائ مخلوق خدا ، بدون توجه به سن ، جنسیت، مذهب، مقام، شغل، نژاد و .....

تلاش برای نجات پیرزن 90 ساله ای که نای حرف زدن و راه رفتن ندارد و یا کودک خردسالی که از بدو تولد از بیماری قلبی رنج می برد همه و همه نشان از خدایی بودن شغل این فرشتگان است .

فرشتگان محبوبی که هرگز به این فکر نمی کنند که این کودک خردسال برای چه بماند که تا آخر عمر از بیماری رنج ببرد و یا پیرزن 90 ساله که .....

شب وقتی سر بر بالش تخت بیمارستان می گذاشتم و می خوابیدم فرشتگانی بودند که تا طلوع صبح همچون پروانه در فضای اطاق پرپر می زدند و ضربان قلب تک تک بیمارانشان را می شمارند .

بارها شاهد آن بودم که وقتی ذره ای اختلال در علائم حیاتی بیماری مشاهده می شد در یک چشم به هم زدن تعداد فرشتگان نجات دو چندان می شد .

باری٬ هر چه از این فرشتگان بگویم کم گفتم عطوفت، مهربانی، صبر، ایثار.... و هیچ جمله ای در خور شغل شان نیست جز همان که امام عاشقان فرمودند " شغل خدایی " .

در این مدت از عمق وجودم احساس کردم که دارو و نسخه پزشک نیست که درمان می بخشد بلکه التیام بخش درد ها و آلام گرمای مهر دستان با محبت و نگاه های جانبخش و صداهای دلنواز و پیام های امید بخش آنهایی است که برای اقدامات پرستاری به بیمار هدیه می کنند.

فرشتگان نجات ! کی بیمارتان چهره غمگین و ناراحت در شما دید مگر شما همچون انسانهای دیگر غم و اندوه ندارید ، که همیشه لبخند و شادی و امید هدیه می کنید .

قدرتان را که تواند حس کند جز خدای زینب .

زینبی که با همه دردها و رنجها و مصیبت ها برای کودکان و زنان و بیماران کربلا پرستاری می کرد بی آنکه غم و اندوه خود را به نمایش گذارد .

....

به دلیل عارضه قلبی یازده روز را در بخش CCU بیمارستان فاطمه الزهرا (س) ساری بستری بودم .

امروز که به لطف خدای مهربان و دعای خیر دوستان و آشنایان از بیمارستان ترخیص شدم با همه مشکلات و نقاهت نتوانستم این بار سنگین شرمندگی (زحمات پرسنل شریف بیمارستان و الکن بودن زبانم ) را تحمل کنم و مجبور شدم چند کلمه ای از احساساتم را در این صفحه بنویسم .

بر حسب وظیفه انسانی از مدیریت محترم بیمارستان ٬ پزشکان ٬ پرستاران و همه پرسنل زحمت کشی که فعالیتشان در پس پرده درمان است تشکر و قدر دانی می کنم .

امیدوارم خداوند مهربان به همه بیماران سلامتی بخشدو همه کسانی را که وسیله سلامتی آنان قرار می دهد اجری درخورشان عطا نماید .

/ 5 نظر / 22 بازدید
آبادی

با سلام جناب آقای میرشفیعی: قبل از همه مسرورم از بهبودی شما، و شرمنده ام از اینکه به موقع از کسالت شما مطلع نشدم و حیرانم از اطرافیان که لب باز نکردند و....

سید محمد حسینیان

با سلام 1 - با خوشحالی از نرخیص شما از بیمارستان آرزوی سلامتی کامل را برای شما دارم.[گل][گل] البته من بر خلاف همکار محترم خانم آبادی از بیماریتان و بستری اطلاع یافتم و بر اساس اطلاعاتی که بدست آوردیم استراحت کامل برای شما تجویز شده بود . 2- در مورد متن: مطلب خوبی بود اما باور کنید که آنطور باید و شاید از این خادمان قدردانی نمی شود. اینجانب به سهم خود از زحمات طاقت فرسا و بی ادعای این عزیزان تشکر می نمایم.[گل][گل] 3- (در ضمن باید بدانید و می دانید بسیاری از بیماران مستند نیز هستند که توایایی تامین هزینه های بالای بیمارستانها را ندارند.) برای این عزیزان نیز آرزوی سلامتی و رفع مشکل را از خداوند مهربان دارم.

سوادكوهي

سلام از اينكه شما را سرحال‌و تندرست‌حس‌مي‌كنم بسيار خرسندم.از لحظه‌اي‌كه‌خبربيماري‌شمارا شنيديم همه همكاران متاسف و متاثر شديم‌وبراي‌شفاي‌شماوهمه‌بيماران‌دعامي‌كرديم. اميدوارم سال‌هاي‌سال‌باسلامتي و تندرستي به اين مرز و بوم خدمدت كنيد .

یداله جنتی ( پرستار - عضو هیات علمی دانشگاه)

جناب آقای میر شفیعی متن زیبای شما در مورد پرستاران و پزشکان که به نظر می رسد از اعماق وجودتان سرچشمه گرفته توسط یکی از پرستاران به دستم رسید و مطالعه کردم و لذت بردم و حسرت کشیدم لذت برای آن که دیدم قدر شناسی بیماران چقدر می تواند برای پرستاران روحیه بخش باشد. و حسرت از این لحاظ که این قشر ایثارگر فقط موقعی به خوبی شناخته می شوند که افراد از روی تخت بیمارستان به آنها نگاه کنند ومتاسفانه نمی توان آرزو کرد که ای کاش مسئولین امر هم در موقعیتی مانند شما از روی تخت بیمارستان شرایط کاری پرستاران راببینند. امید است با اطلاع رسانی فرهنگیان محترم گره ای از مشکلات پرستاران برداشته شود

آبادی

اول از استاد، ياد آموختيم پس، سويداي سواد آموختيم از پدر گر قالب تن يافتيم از معلم جان روشن يافتيم اي معلم چون کنم توصيف تو چون خدا مشکل توان تعريف تو اي تو کشتي نجات روح ما اي به طوفان جهالت نوح ما يک پدر بخشنده آب و گل است يک پدر روشنگر جان و دل است ليک اگر پرسي کدامين برترين آنکه دين آموزد و علم يقين استاد گرامی، روزت مبارک باد