ناچار

سلام

مادری می گفت من کودک فلج مغزی حاد دارم می دانيد از وقتی که او به دنيا آمد ه است من حتی پنج دقيقه هم نتوانسته ام از خانه بيرون بروم ؟ هر جا بروم مجبورم او را با خودم ببرم ٬ و چون ديگران تحمل او را ندارند پس ...

اين ديگر چه جور زندگی است ؟

پدر و مادر ها هم آدمند ٬ حالا مشکل بچه ها  بماند.

/ 5 نظر / 3 بازدید
مادر سپید

سلام استاد ارجمند . از طرف من جوابی به اين مادر عزيز بديد که حالش رو خوب ميفهمم . مادر عزيز شما تا موقع به دنيا آمدن فرزندتان خيی وقت داشتيد که منزل بيرون بريد و برای خودتون زندگی کنيد ولی حالا درقبال فرزندتون مسئوليد !‌به جای تو خونه نشستن و غصه خوردن به مراکز درمانی توانبخشی از نوع خصوصی مراجعه کن از النگو ها و حتی حلقه ازدواجت هم صرف نظر کن تا بتونی لااقل برای ۵ سال آينده از فرزندت انسانی بسازی تا لااقل کارهای شخصی اش رو بتونه انجام بده !‌به من نگو که کودکان سی پی رو نديده ايی کودکان سی پی رو هر روزه ميبينم که در دستان مادرانشان هيچ زينيتی نيست و دستان پينه بسته پدرانشان آن را گواه ميدند که تسليم نشدند به بهترين وجه امتحان خود را پس ميدهند ! ...

مادر سپید

‌مادر عزيز ارزش تو بسيار والاتر از اين است که بخواهی در کنج خانه منتظر فرجی باشی تا ديگران برايت کار ي انجام بدهند از بالامقامی تو همين بس که خداوند متعال تو را برای امتحان سختش انتخاب کرده ! معمولا ما انسانها هم برای انجام کارهای سخت بهترين ها را از بين خودمان انتخاب ميکنيم ! تو برای خدا بسيا رباارزش تر از اين بودی که بخواهی وقتت رو مثل بقيه انسانها تلف کنی ! از اين موهبت الهی لذت ببر و استفاده کن ! خداوند عشق مادری را به هر کسی هديه نداد ! و عشق مادر در من و تو بسيار بيشتر از ديگران است ! بايد فقط آنرا درون خودت پيدا کنی ! ارادتمند مادر يک روشندل!

مادر سپید

اگر آموزش بهداشت و درمان و جامعه پزشکی ما در کارشون تعهد داشتند آمار بالای معلولین به صورت قابل توجهی پایین میومد ! از اهمال کاری ایشان همین بس که با توجه به اختلال فرزند اولم هیچ توضیحی بابت احتمال تکرار این بیماری در کودکان بعدی هیچ اطلاعاتی به بنده ندادند و بعد از ۵ ماه مارداری متوجه این موضوع شدم که فقط دو درصد احتمال دارد تا فرزندم سالم متولد شود ! شما به این چی میگید ؟ این یک جنایت نیست ؟ وقتی به راحتی میشه جلوی تولد این گونه کودکان رو گرفت ... چی بگم ؟ ... خدا رو شگر که فرزند دوم من اینقدر مورد عنایت خداوند بود که از دو درصد باقی مانده شانسش استفاده کنه !

مادر سپید

به قول شما استاد ارجمند ما اولیا هم ادمیم ! دل من هم پر از درده ! در کشور ما هیچ کس به فکر بچه هامون هم نیست چه برسه به خودمون ! نگاه به مسئولیت پذیری خودتون نکنید که خانه از پای بست ویران است ! والله من هیچ برخورد انسان دوستانه ایی نه از بهزیستی دیدم نه از آموزش استثنایی !! و نه از جامعه ! اگر هم باشد بسیار جزئی ست . خانواده های معلولین غیر از فشار روانی درمان فرزندانشون تحمل میکنند چشمای نازک کرده مردم و مسئولین رو هم باید تحمل کنند . همش منت است دقیقا حرفی رو که یکی از مادران از مسئولی شنیده بود : ما چکار کنیم تا از شر این بچه های استثنایی راحت بشیم !

مادر سپید

امیدوارم فکر نکنید روی صحبت من با شماست ! اصلا این طور نیست با توجه به مسئولیتی که دارید حس میکنم یک گوش شنوا هست که حتی اگر نتواند کاری انجام بدهد لااقل از درد دل خانواده ها و فرزندانشون آگاه بشه ! امیدوارم خود و خانواده عزیزتون همیشه سلامت باشید !