دنياي شيرين من

سلام

 مطلب زير را بخوانيد و شيرينی دنيا را بنگريد

« به نام يگانه‌ي الهام بخش  »<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

دنياي شيرين من بسيار زيباست ،

 زيباتر از اينكه شما فكر مي‌كنيد من دنيا را جور ديگر مي‌نگرم من گلها را لطيف‌تر از شما مي‌بينم زيرا درباره‌ي آن مي انديشم بويش را حس مي‌كنم و زيباييهاي ديگرش را با چشم دلم مي‌بينم هرگز رنگ گل براي من ملاک نيست زيرا در ذهن خودم رنگ گل را مجسم مي‌كنم دنياي شيرين من بسيار تماشاييست .

هنگامي كه در خيالم كنار دريا روي تخته سنگي مي‌نشينم و درياي زيبا را با چشم دلم مي‌نگرم احساس خوبي به من دست مي‌دهد پرواز پرندگان دريا ، حركت ماهيها ،‌كوبيدن موج به ساحل ، وزيدن نسيم ، تابش زيباي خورشيد بسيار تماشاييست .

 هنگامي كه خورشيد با صداقت مي‌تابد و نور زيبايش به آب دريا مي‌خورد و با مو ج بازي مي‌كند بسيار ديدنيست وقتي كه كنار دريا مي‌نشينم ماهيها براي تماشاي من نزديك ساحل مي‌آيند ، نسيم باوزيدنش صورتم را نوازش مي‌دهد پرندگان دريايي برايم آواز مي‌خوانند ، نور خورشيد و موج دريا با هم بازي مي‌كنند و من هم به تماشايشان مي‌نشينم با خداي خود صحبت مي‌كنم و مي‌پرسم چگونه اينهمه زيباييها را آفريد و او به من پاسخ مي‌دهد كه همه چيز مي تواند بيافريند و قادر كننده‌ي همه‌ي كارهاست . رنگ بال پرندگان ، رنگ ماهيها ، رنگ غروب سرخ خورشيد همه و همه را با چشم دلم مي‌نگرم در اين هنگام نگاهم مالامال از عشق مي‌شود . با عشق به پروردگار ، مجذوب زيباييهاي طبيعت مي‌شوم.

در اين هنگام ناگهان دستي به شانه‌هايم مي‌خورد سرم را بر مي‌گردانم مي‌بينم كه مهتاب با مهرباني به من مي‌گويد من و ستارگان به تماشاي تو نشسته‌ بوديم حالا ديگر روحم دگرگون شده بود و از جا برخاستم و با همه خداحافظي كردم .

 

                                                         ربابه زارع -    ‌قائم‌شهر

مقطع تحصيلي : اول نظري

سن : 15 سال

گروه معلوليت : نابينا

نام مركز : امام رضا (ع)

  حتما حالا احساس ميکنيد که بدون چشم هم می شود ديد.

/ 0 نظر / 3 بازدید