چاله نابينا

سلام

مطلب قبلی را خوانديد؟  اگر نه اول آن را بخوانيد .

چند روز قبل اتفاقی افتاد. البته يکی از اساتيد می گفت چيزی که حادث می شود و دليل آن مشخص هست يعنی دارای علت هست چطور نام آن را اتفاق می گذاريم ؟

به هر حال با اصطلاح عاميانه هم بگويم اتفاقی افتاد و آن اينکه يکی از همکاران خوبمان (جناب آقای خادمی) در تردد از خيابان به داخل گودالی سقوط کرد که هيچگونه مانعی در کنار آن نبود.

 البته اون حق نداشت داخل گودالی سقوط کند که متخصصين تيز هوش و با استعداد آن را برای توسعه و آبادانی شهر و برای آسايش مردم ايجاد کرده بودند.

 لزومی ندارد که در شهری با اين همه آدم بينا  فردی نابينا بخواهد زندگی کند و لااقل اگر اجازه زندگی پيدا کرد ديگر حق نداشت مزاحمت و دردسر برای ديگران و زحمتکشان آبادانی ايجاد کند.

نميشه با اين همه مشکلات برای هر حفاری و نصب داربست در خيابان ها چشمی برايش گذاشت.

نا گفته نماند که تصميم داشتم عکسی از گودال را در اختيار تان بگذارم که نشد .

ولی هر روز در خيابان ها شاهد آن هستيد.

فقط به اطلاع پيمانکاران و کارفرمايان و ناظران محترم برسانم که تا اين همکار ما درمان نشده در مسير بيمارستان های شهر حفاری نکنيد چون همسرش که اين روز ها مجبور است به بيمارستان برود از بد شانسی شما  نابيناست .

/ 2 نظر / 5 بازدید
نگين حسيني

سلام . بايد زودتر تشکر می کردم که خبر پارالمپيک را اينجا گذاشتيد. خيلی ممنونم. سخت دنبال شما می گردم. چون اومدم شمال و ميخوام بيام خدمتتون. ادرس دارم و شايد فردا چهارشنبه بيام سمت ساری، اداره تون. اما اگه شماره داشتم بهتر میشد هماهنگ کنیم. اگه تونستید، شماره منو از دکتر کمالی بگیرید و زنگ بزنید. به اميد ديدار.

مادر سپيد

سلام استاد ! اين پستتون من رو ياد بازسازی معبر نابينايان در ۴ سال پيش افتاد اين بازسازی يک سال طول کشيد و در اين اثنا حداقل ۱۰ نفر از روشندلان عزيزمون در اين چاه ها سقوط کردند و دچار حادثه شدند ... يادتون باشه عكسهايي كه در اين باره گذاشتم در وبلاگ قبلي !!! عجيبه شما هنوز عادت نكرديد به اين حرفها ما كه پوستمون كلفت شده !!! بدتر از اين ها هم شنيدم نمونه اش قرباني اخيرمون مژده بود بهش كمك مالي نشد براي پيوند كليه چون احتمال زنده موندنش كم بود ! بخندم يا گريه كنم !